نوع مطلب :English Tips ،
نوشته شده توسط:رضا
In Reply to: Re: More Important vs. More Importantly posted by R. Berg on
May 08, 2003
: : Supposedly, both are standard, but it seems to me that the latter is the
grammatically correct one. Am I mistaken?
: : Thanks for any opinions.
: This is my opinion: You're right, you are mistaken. You're welcome.
: To modify a whole statement, "more important" is the one to choose.
"Importantly" means "in an important manner," and "more importantly" should
therefore be confined to sentences like "When a reporter was present, the
members of the city council walked into the meeting more importantly than
usual." At least that's what I was taught. When there's no "more" and we use a single word to modify a whole statement, however, we say "Importantly," not "Important." These two rules don't combine well, logically speaking.
The following from The Columbia Guide To Standard American English:
"Either the adjectival more/most important or the adverbial more/most
importantly may serve as a sentence adverb; both are Standard in this use:
More [Most] important [importantly], we now have the right answer."
...and from The American Heritage Dictionary:
"Some critics have objected to the use of the phrase more importantly in place of more important when one introduces an assertion, as in More importantly, no one is ready to step into the vacuum left by the retiring senator. But both forms are widely used by reputable writers, and there is no obvious reason for preferring one or the other."
I disagree that "importantly" necessarily means "in an important manner". To
me, it can also happily and correctly be used to mean "of an important nature". I have no real preference between "more important" and "more importantly" as a sentence qualifier. The adjectival form "more important" may on initial thought seem a little grammatically strange in this usage, but not if one considers it to be an implicit abbreviation of "more important (is the fact that)" or "(a thing which is) more important (is that)".
نوع مطلب :English Tips ،
نوشته شده توسط:رضا
What is the difference between In The End and At The End?
The phrase In the end means finally. It is normally used when you want to give the impression that a conclusion was arrived at after a lot of confusion or uncertainty.
For example:
• In the end, the hero runs away with all the money.
At the end, on the other hand, means at the point when something stops. Here we are thinking of a single event, and not a series of events. Take for example, the following sentence. At the end of the song, the hero jumps into the river. The single event that we are thinking of here is the end of the song. When we say, in the end, what we have in mind is a sequence of events, not just one event. You cannot say In the end of the song.
Here are a few more examples.
• At the end of the third day, the little boy ran away.
• In the end, the little boy runs away.
It's wrong to say in the end of.... It always has to be at the end of.
یه مثال می زنم تا مطلب شفاف تر بشه. فرض کنید شما وسط نوشته و یا صحبتتون می رسید به اینجا که می خواید بگید " . . از ترس اینکه ماشین های دیگه ازتون جلو بزنن . . . " ، یعنی فرض کنید کل جمله اینطوریه که میخواید بگید "تو ترافیک سنگین اغلب ماشین ها سپر به سپر و یا خیلی نزدیک به هم حرکت می کنند چون می ترسن که ماشین های دیگه بیان جلوشون (که منظور اینکه بیان ازشون جلو برنن و جای اونها رو بگیرن(
خب، البته که میگید این رو می تونید به طرق مختلف بگید ، خب پس بگید و چک کنید ببینید دقیقا برای این قسمت " از ترس اینکه ماشین های دیگه ازشون جلو بزنن" از چند واژه استفاده کردید و چقدر کوتاه یا بلند نوشتید.
این هم نمونه ای که من جائی خوندم.
هیچ فکر کرده بودید همین زبان خودتون رو که دارید صحبت می کنید و می نویسید چرا برای هر جمله ای فکر نمیکنید و جمله ای نمی سازید؟ جواب: چون در طول سالیان سال ما اینقدر جمله های مختلف تو مناسبت ها و موقعیت های مختلف شنیدیم که مغز این کار رو بطور ناخودآگاه انجام میده و دیگه برای جمله بندی زمانی صرف نمیشه.
پس تا می تونید بخونید و بشنوید و جمله بندی ها و ترکیب ها ی واژه ای رو تو نوشته ها و حرف هاتون بکار ببرید.
نوع مطلب :English Tips ،
نوشته شده توسط:رضا
از آنجائیکه وقتی با دوستان، همکاران و دیگر عزیزان در مورد انگلیسی، نحوه مطالعه، کتاب های مفید و کلا مسائل مربوط به زبان صبحت می کنم، اکثر درخواست می کنند تا عنوان کتاب های مورد نیاز، آدرس فلان وب سایت و یا توصیه هایی در مورد خودآموزی زبان، نکات کلیدی و موارد مفید را در اختیارشان بگذرام، لذا، بجای اینکه هر دفعه مرتبا یک سری مطالب تکراری را برای این و آن بازگوئی کنم و یا برایشان نسخه بپیچم و یکی دو صفحه بنویسم، تصمیم گرفتم تا این محل را راه اندازی کنم و از دوستان و دیگر علاقمندان بخواهم تا به اینجا آمده و همه مطالب و منابع را یکجا داشته باشند.
نوشته شده توسط:رضا
همه ما با این علامت به خوبی
آشنا هستیم. نشانه انگشت وسط که امروزه تبدیل به ابزاری شده تا فحاشی و تحقیر با
ایما و اشاره را جایگزین معادل زبانی خود کند. اما فلسفه وجودی این نشانه چیست?
داستانها و ارجاعات بسیاری به این علامت منتسب شده است. برخی قدمت این عمل را، بیش از 2500 سال می دانند. قابل باورترین داستانی که از این نشانه می توان ذکر کرد به شرح زیر است:
انگلستان و فرانسه در خلال سالهای 1337 تا 1453، جنگهای زیادی را باهم انجام دادند که به جنگهای صد ساله موسوم است. در خلال این جنگها و در سال 1415، در جنگی معروف، به نام نبرد آگینکورت، سپاه فرانسه شکست سختی از سپاه انگلستان خورد. اما پیش از این شکست، فرانسوی ها طرحی را برای ناکارآمد کردن سپاه انگلستان ارائه داده بودند. بخش بسیار کارآمد سپاه مقابل را تیراندازان ماهر انگلیسی و ولزی شامل می شدند. همانطور که می دانید، کمانداران، زه کمان را با استفاده از انگشت وسطشان می کشند و تیر را رها می کنند. از جانب مقامات فرانسوی، دستور رسید تا در صورت دستگیر کردن هر انگلیسی، فورا انگشت وسط او را قطع کنند. به این ترتیب آنها دیگر قادر به پرتاب تیر نخواهند بود. از آن پس، در جنگهای مقابل، میان انگلیسیها مد شده بود که در صورتی که سربازان فرانسوی را مشاهده می کنند، انگشت وسطشان را به سمت آنها بگیرند تا با این حرکت به آنها بفهمانند که "من هنوز انگشت وسط دارم و با همین انگشت یک تیر به سمت تو شلیک خواهم کرد و تو را خواهم کشت."
نوع مطلب :پرسش و پاسخ - فارسی ،
نوشته شده توسط:رضا
حسن آقا با درود.
عذر خواهی می کنم بابت تاخیر زیاد. کتاب گلشن رو گرفتم. میدونی. بد نیست. ولی نمیشه گفت کار خیلی خاصی کرده. هر علاقمند به زبان میتونه دقیقه به دقیقه فیلم ها رو برش بده. اصطلاحات و جملات رو از روی زیر نویس یادداشت بردای کنه، معنی اش رو در بیاره، متدواول بودن و یا نبودنش رو تحقیق کنه، و بصورت یه فایل ورد در بیاره و مرتب روش تمرین کنه.
در کل وقت و انرژی که ایشون بابت این کار گذاشتن قابل تقدیره ولی باید کلی شماره از این کتاب بیاد بیرون تا مثلا بشه گفت با مطالعه اون شما قادر خواهی بود که اکثر فیلم ها رو متوجه بشی. به تعدا موهای سرمون اصطلاح و عبارت های روزمره و متداول و عامیانه هست که حتی یک دهم اون هم در این کتاب جمع نشده.
در کل مفید است. اما همه چیز نیست!
سئوال بعدیت هم در مورد این بود که بهترین کتابی که خوندم چیه، و باید بگم که سئوالت خیلی خیلی کلی است. بهترین کتاب در چه زمینه ای؟
موفق باشید.

